blog*spot
get rid of this ad
رو در رو
                          مجالي براي رابطه اي دوطرفه شايد




  Tuesday, January 29, 2002

٭ راست مي گويد ØŒ زيباست Ú©Ù‡ آدم ها حس مشترکي را در ميان خود Ú©Ø´Ù� کنند Ù€ سپيده راست مي گويد Ú©Ù‡ شادي ØŒ اولين محصول هم Ù�کري آدم هاست ØŒ شادي از اين Ú©Ù‡ مي بيني تنها نيستي Ùˆ اميد دومين ماحصل اين درياÙ�ت مشترک است Ù€ اميد به انجام راهي Ú©Ù‡ رÙ�ته اي Ùˆ باز هم به اميدي از دل گرمي ØŒ دل گرم به اين Ú©Ù‡ تنها نيستي


........................................................................................

Sunday, January 27, 2002

٭ خبري نيست Ù€ هيچ کس ننوشته است نه براي من Ùˆ نه براي اکثر آن روزي باÙ�Ù‡ هايي Ú©Ù‡ مي خوانم شان
چه مي شود کرد ؟


........................................................................................

Friday, January 25, 2002

٭ نامه اي داشتم از ÙŠÚ© موسسه انگليسي زبان Ú©Ù‡ اظهار مي کرد رو در رو را ديده است Ùˆ پيشنهاد مي کرد Ú©Ù‡ با پرداخت مبلغ اندکي ØŒ توسط آن موسسه در ليست هاي بيش از پانصد موتور جستجو قرار بگيرد Ù€ ÙŠÚ©ÙŠ از تÙ�اوتهاي Ù�رهنگي ما با آنها همين است ØŒ اين موسسه کاري ندارد Ú©Ù‡ رو در رو چيست يا Ú†Ù‡ مي گويد ØŒ حتي نمي تواند بخواندش Ùˆ بÙ�همد ØŒ تنها چيزي Ú©Ù‡ مهم است اين است Ú©Ù‡ رو در رو در اينترنت وجود دارد Ùˆ با دادن سرويسي مطلوب به آن مي توان درآمدي ايجاد کرد Ù€ من با مباني دنياي سرمايه داري مشکل دارم !
نيماي عزيزم هم مرا مورد لط� قرار داده است و تشويق کرده است و گ�ته است که ديگر بايد به �کر يک کنتور براي آگاهي از تعداد بينندگان روزي با�ه ام باشم ـ اطلاعات �ني را هم در اختيارم گذارده است و من همين جا از همدلي اش سپاس گذاري مي کنم
باور کن عزيز من :
تو را من چشم در راهم (نيما يوشيج)



........................................................................................

Tuesday, January 22, 2002

٭ اولين بار دوست تمام اين سالهاي دانشگاه ØŒ رضا اÙ�کاري ØŒ ايجاد چنين بخشي را در نامه اي Ú©Ù‡ برايم Ù�رستاده بود Ùˆ نظرش را به مضمون نوشته هايم Ùˆ سمت Ùˆ سوي آنها Ú¯Ù�ته بود، پيشنهاد کرد
در اين مدت نيز ارتباطي که با خوانندگان آشنا ، چه از طريق نامه و چه از طريق تل�ن و يا حتي حضوري داشتم و همچنين قصد برقراري ارتباطي سره با ديگر روزي با�ه ها (WEBLOGS) نيز ، لزوم وجود چنين بخشي را بيش از پيش برايم محرز کرد ـ چرا که گاهي خواسته ام تمام و يا بخشي از آن نظرات و يا گ�تگوها را پيش چشم ديگر خوانندگان ام نيز قرار دهم و يا در حضور همگان بدان ها واکنش نشان دهم ـ قصد هم نداشته ام که �رم و چهارچوب محتوايي ص�حه اصلي را دست خوش ارتباط هايم قرار دهم و به عنوان نويسنده ، مرز خاصي براي انتخاب خوانندگان ام ساخته باشم چرا که معتقدم اين نوشته است که خواننده خود را خواهدجست همان گونه که خواننده اي ، نوشته اي را براي خواندن انتخاب مي کند
تلنگر آخر را اما برخورد حر�ه اي و پسنديده سپيده بر من زد که هين جا از او سپاس گذاري مي کنم ـ نامه اي برايم �رستاده بود و آگاه ام کرده بود که در روزي با�ه اش اشاره اي به يکي از نوشته هايم کرده است و با آوردن نام ام و گذاردن لينکي به ص�حه اصلي من ، مرا به خوانندگان اش نشاني داده است ، در آخر نيز دعوت ام کرده بود که سري به نوشته اش بزنم تا از نزديک و تمام و کمال ، در جريان قرار بگيرم ـ دوباره از او و اخلاق حر�ه اي اش سپاس گذارم و بگذاريد همين جا ، از امين رجايي عزيزم که از دوران کانون شعر مي شناسم اش و در اين اجتماع روزي با�ه هاي �ارسي، دوباره پيدايش کرده ام ، سپاس گذاري کنم به خاطر نقل شعري از من و گذاردن لينکي تحت نام شاعر ، به ص�حه اصلي ام
يادم نر�ته است ، از خورشيد خانم نازنين نيز به همين ترتيب و به همين دلايل سپاس گذاري مي کنم که مرا نشاني داده بود به ديگران و پس از آن نيز با روي باز ، مرا و نوشته هايم را که به زعم او بوي باران مي دهند، پذير�ته است
ملودي ، انسان جسور و درعين حال لطي�ي که شخصيت اش را و شجاعت هايش در زندگي را بارها و بارها ستوده ام و در دوستي همدلانه ام با او و پارسا نکته هاي بسيار آموخته ام و بر زخم هاي عميقي در وجودم مرهم گذارده و مي گذارند ، برايم نوشته است که خواندن مطالب ام موجي از وجد و غم توامان را ، بر وجودش مي ا�کند ـ سعي خواهم کرد تلخ نباشم تا آن جا که بتوانم و حقيقت انديشه و واقعيت محيط اطرا� ام ، مجال ام بدهند

اين ص�حه از اين پس ، بر همين سياق و تا هر زمان که ارتباطي باشد ، نوشته خواهد شد
عزيز من باور کن :
ترا من چشم در راهم (نيما يوشيج)



........................................................................................

Home